مریضم ...




دکترم گفته مریض است؛

دلش را ببرد گره بر پنجره فولادِ خراسان بزند...

تنهایم ...






تو بازیگر تمام نقش های بی منی

و من


هر شب در پشت صحنه ی تنهایی ام


به دست و پای فیلم نامه نویس می افتم


شاید برای لحظه ای


مرا در کادر چشمانت جا دهد


تا کمی با خیال من همبازی شوی
 

کلاغ آخر قصه ها ...




هرچه ميروم نميرسم! گاهى فكرميكنم نكند من باشم ...

كلاغ آخر قصه ها!